این را مینویسم تا به سلطان قلب ها ثابت کنم اشتباه کنه تجربه چند ساله من رو به فنادادی
این را مینویسم تا به سلطان قلب ها ثابت کنم اشتباه کنه تجربه چند ساله من رو به فنادادی
اگر از شما خواسته شده باشد که مفهوم و معنی شعر علم زندگانی را بنویسید، این مطلب به شما کمک خواهد کرد. خوب است بدانید این شعر از پروین اعتصامی شاعر معاصر است که در قالب مثنوی سروده شده است. در ادامه مفهوم و معنی شعر علم زندگانی خواهد آمد. زیر هر بیت معنی آن و در بعضی ابیات در پرانتز مفهوم آن آمده است.
کبوتر بچهای با شوق پرواز
به جرئت کرد روزی بال و پر باز
روزی جوجه کبوتری با شوق و هیجان به خود جرئت داد تا پر و بال خود را باز کند و پرواز کند.
* * * * * *
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
از شاخه کوچکی به شاخه بزرگتری پرید و از روی پشت بام خانهای به کنار جویی پرواز کرد.
* * * * * *
نمودش بس که دور آن راه نزدیک
شدش گیتی به پیش چشم تاریک
اما خیلی زود از راه کوتاهی که رفته بود خسته شد و دنیا پیش چشمش تیره و تار شد.
* * * * * *
ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
ز رنج خستگی درماند در راه
از ترس این که حالا چگونه به خانه بازگردد، بر جای خود ماند و از بس که خسته شده بود، در راه ماند.
* * * * * *
فتاد از پای کرد از عجز فریاد
ز شاخی مادرش آواز در داد
خسته شد و از شدت ناتوانی داد و فریاد کرد و مادرش را صدا زد. مادر او از روی شاخهای صدای او را شنید و صدایش کرد و به او گفت:
* * * * *
تو را پرواز زود است و دشوار
ز نوکاران که خواهد کار بسیار؟
هنوز پرواز کردن برای تو زود است. هیچ کس از کسانی که به تازگی کاری را شروع کردهاند، کار زیادی را انتظار ندارد. (کسی از افراد تازه کار انتظار ندارد که کاری را با جدیت و به طور کامل انجام دهند.)
* * * * * *
هنوزت نیست پای برزن و بام
هنوزت نوبت خواب است و آرام
هنوز نمیتوانی خودت به کوچه بروی. فعلا وقت استراحت و آرامش توست. (هنوز نیرو و توانایی این کار را نداری.)
* * * * * *
تو را توش هنر میباید اندوخت
حدیث زندگی میباید آموخت
فعلا تو باید هنر و علم و دانایی بیاموزی و راه و روش زندگی را یاد بگیری.
* * * * * *
بباید هر دو پا محکم نهادن
از آن پس فکر بر پای ایستادن
اول باید بتوانی هر دو پایت را محکم روی زمین بگذاری و بعد بایستی. (اول باید روی پا ایستادن را یاد بگیری و بعد مستقل شوی.)
* * * * * *
من اینجا چون نگهبانم تو چون گنج
تو را آسودگی باید مرا رنج
تو مثل یک گنجی که من مسئولیت نگهداری از تو را دارم. تو هنوز باید آسایش داشته باشی این من هستم که باید رنج بکشم و از تو مراقبت کنم.
* * * * * *
هجوم فتنههای آسمانی
مرا آموخت علم زندگانی
حمله بلاهای آسمانی به من راه و روش زندگی را آموخت. (پختگی حاصل از تجربه باعث شد تا من شیوه درست زندگی کردن را بیاموزم.)
* * * * * *
نگردد شاخک بی بن برومند
ز تو سعی و عمل باید ز من پند
شاخهای که ریشه نداشته باشد، رشد نمیکند و قوی و نیرومند نمیشود. فعلا تو باید تلاش کنی و من باید تو را نصیحت کنم. (تو فعلا هنوز تجربهای نداری و باید به پندهای من خوب گوش کنی تا همه چیز را یاد بگیری و قوی شوی.)
* * * * * *
مرا در دامها بسیار بستند
ز بالم کودکان پرها شکستند
بسیار اتفاق افتاده که من در دام افتادهام و بچهها بالهای مرا شکستهاند. (من تجربه بسیاری از رفتن به کوچهها دارم.)
* * * * * *
نگشت آسایشم یک لحظه دمساز
گهی از گربه ترسیدم گه از باز
هیچ گاه یک لحظه هم آرامش نداشتهام و گاهی از گربه و گاهی از باز (=پرنده بزرگ شکاری) ترسیدهام. (در زندگی واقعی چیزهای زیادی وجود دارد که زندگی ما را تهدید میکند.)
* * * * *
پروین اعتصامی از زنان تاثیر گذار در عصر خود و پس از آن بر تاریخ و ادبیات فارسی است. حتما همه شما شعر زیبای علم زندگانی، شعر لطف حق یا اشک یتیم را از او به خاطر سپرده اید. اگر قصد تحقیق در مورد پروین اعتصامی را دارید و میخواهید بدانید پروین اعتصامی کیست و چه تاثیری بر ادبیات فارسی گذاشته است با ما همراه باشید.
رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر زن ایرانی است که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد میشود. پروین از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی سرودن شعر را آغاز کرد. او در سال 1291 هنگامی که ۶ سال بیشتر نداشت به همراه خانوادهاش از تبریز به تهران مهاجرت کرد. به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملکالشعرای بهار آموخت.
در دوران کودکی، زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش در منزل آموخت و به مدرسه آمریکایی ایران کلیسا رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. او در تمام سالهای تحصیلش از دانشآموزان ممتاز بود و حتی مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. او همزمان با تحصیل، شعر نیز میسرود. پدرش در کودکی اشعاری از حافظ و سعدی را به او میداد تا با تغییر قافیه، شعر دیگری بسراید؛ وزن آن را تغییر دهد تا در سرودن شعر تجربه بیندوزد. همچنین پدرش گاهی قطعههایی زیبا و لطیف از کتاب های خارجی (انگلیسی، فرانسوی، ترکی و عربی) جمع میکرد و پس از ترجمه آنها به فارسی، پروین را تشویق میکرد تا آن را به صورت شعر درآورد. به طور مثال، یوسف اعتصامی شعر «قطرات سهگانه» از تریللو شاعر ایتالیایی را ترجمه و در مجله بهار چاپ کرد. سپس پروین با الهام از این سروده، شعر «گوهر و اشک» را سرود.
پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان معاصر ایرانی بود که در شکلگیری زندگی هنری پروین و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. پروین اعتصامی از پایهگذاران سبک شعر مناظره ای است و در زمان حیاتش مجموعهای از شعرهایش را در قالبهایی مانند قالب قطعه ، مثنوی و قصیده به عنوان دیوان اشعار به چاپ رساند. او مدتی نیز در کتابخانهی دانشسرای عالی، به شغل کتابداری مشغول بود و بعد از آن قبل از دومین نوبت چاپ دیوان اشعارش، بر اثر بیماری حصبه درگذشت و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.
پروین اعتصامی در هجده سالگی فارغالتحصیل شد. او در تمام دوران مدرسهاش دانش آموزی ممتاز بود. البته قبل از ورود به مدرسه فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدر آموخته بود. او حتی میتوانست داستانهای مختلفی را به زبان انگلیسی بخواند و به دانستن علاقه داشت و سعی میکرد در حد توان خود از همهچیز آگاهی پیدا کند؛ به همین دلیل در مدرسه قبلیاش ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس میکرد.
در خرداد ۱۳۰۳، جشن فارغالتحصیلی پروین در مدرسه برپا شد. او در آن جشن درباره بیسوادی و بیخبری زنان ایران حرف زد. اعتصامی در قسمتهایی از اعلامیه «زن و تاریخ» گفته است:
داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تعلیم و تربیت است. تعلیم و تربیت حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوانگسترده معروف مستقیذ نماید. پیداست برای مرمت خرابیهای گذشته، اصلاح معایب حالیه و تمهید سعادت آینده، چه مشکلاتی در پیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده، تند و چالاک از این پرتگاهها عبور کند.
پروین در نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ با پسر عموی پدرش «فضل الله اعتصامی» ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد و ازدواج به همراه همسرش برای زندگی به کرمانشاه رفت. همسر پروین از افسران شهربانی و هنگام ازدواج با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. پروین پس از دو ماه زندگی با همسرش به دلیل اختلافات روحی و اخلاقی با وی، با گذشتن از مهریهاش در مرداد ماه 1314 از همسرش جدا شد. اخلاق نظامی و خشک همسر پروین با روحیه شاعرانه و لطیف پروین کاملاً مغایر بود و این دلیل جدایی پروین از شوهرش بود.
دیوان پروین اعتصامی، شامل ۲۳۸ قطعه شعر میباشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهی انتقادی به تصویر کشیدهاست. در میان اشعار پروین، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد. درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصتها، نصیحتهای اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست. در شعر پروین استفادههایی از سبک شعرای بزرگ پیشین نیز شده است.. ملکالشعرای بهار در مقدمهای که بر دیوان وی مینویسد، میگوید:
این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوهی لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل، و آن دو یکی شیوه خراسان است خاصه استاد ناصر خسرو قبادیانی و دیگر شیوه شعرای عراق و فارس است به ویژه شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی علیه الرحمه و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفا است، و این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر امروزی و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جویی است ترکیب یافته و شیوهای بدیع و فاضلانه به وجود آورده است.
اشعار پروین را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
به پاس زحمات فراوان پروین اعتصامی در زمینه شعر معاصر ایران و سبک شعر مناظرهای، روز بیست و پنجم اسفندماه (۱۶ مارس)، روز بزرگداشت پروین اعتصامی شاعر ایرانی نامگذاری شده است.
از میان بهترین اشعار پروین اعتصامی، چهار شعر برای شما انتخاب شده است. این اشعار زیبا را با هم بخوانیم.
ای گل! تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟
جز سر زنش و بدسری خار چه دیدی؟
ای لعل دل افروز، تو با این همه پرتو
جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟
رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟
اين که خاک سيهش بالين است
اختر چرخ ادب پروين است
گر چه جز تلخی از ايام نديد
هر چه خواهی سخنش شيرين است
صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و ياسين است
آدمي هر چه توانگر باشد
چون بدين نقطه رسد مسکين است
******
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی؟
گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: میباید تو را تا خانهٔ قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمهشب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست؟
گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامهات بیرون کنم
گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بیکلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی
گفت: ای بیهودهگو، حرف کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
******
گل سرخ، روزی ز گرما فسرد
فروزنده خورشید، رنگش ببرد
در آن دم که پژمرد و بیمار گشت
یکی ابر خرد، از سرش میگذشت
چو گل دید آن ابر را رهسپار
برآورد فریاد و شد بیقرار
که ای روح بخشنده، لختی درنگ
مرا برد بی آبی از چهر، رنگ
مرا بود دشمن، فروزنده مهر
وگر نه چرا کاست رنگم ز چهر؟
همه زیورم را به یک بار برد
به جورم ز دامان گلزار برد
همان جامهای را که دیروز دوخت
در آتش درافکند امروز و سوخت
مهدی آذر یزدی از پیشگامان عرصه باز نویسی آثار قدیمی و کهن به زبان کودکان و نوجوانان است. او را به دلیل آثارش، پدر ادبیات کودک و نوجوان نامیده اند. کتابهای او از جمله پرتیراژترین آثار ویژه کودکان و نوجوانان بوده که که اغلب آنها برگرفته از متون قدیمی فارسی هستند. در این مقاله به بررسی زندگینامه و آثار مهدی آذر یزدی میپردازیم.
مهدی آذر یزدی در ۲۷ اسفند ماه سال ۱۳۰۰ در روستای خرمشاه در نزدیکی یزد متولد شد. پیشه اصلی او نویسندگی برای کودکان و نوجوانان بود. در حقیقت اولین کسی که در ایران ایده نوشتن داستان برای کودکان و نوجوانان را عملی کرد، مهدی آذر یزدی است. به همین علت بود که وی را پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران نامیدند.
اجداد آذریزدی زرتشتی، اما خانواده او تازه مسلمان بودند. پیشه پدرش زراعت بود. پدر وی در امور دینی و مذهبی فردی متعصب به شمار میرفت، به طوری که کتابهای قرآن، حلیة المتقین، مفاتیح الجنان، جامع المقدمات و معراج ساده تنها کتابهایی بودند که در خانه آنها یافت میشد. همچنین پدر وی از ذوق و قریحه شعر و شاعری نیز بیبهره نبود به همین دلیل درباره مرثیه و مدح ائمه اطهار، دیوانی از اشعار را از خود به جای گذاشت.
مهدی آذر یزدی تا زمان جوانی در یزد زندگی میکرد و از کودکی، کارهایی همچون کمک به پدرش در زمین رعیتی، بنایی و کار در کارگاه جوراب بافی را انجام داده است. او پس سن ۲۰ سالگی در کتاب فروشی مشغول به کار شد و همین موضوع، وی را با موضوع کتاب و ادبیات آشنا کرد. مهدی آذر یزدی هیچگاه ازدواج نکرده و هیچ شغل دیگری غیر از نویسندگی نداشته است. آذر یزدی در سنین جوانی به تهران نقل مکان کرده و در چاپخانهای در خیابان ناصر خسرو مشغول به کار شد. این نویسنده مشهور، در ۱۸ تیر ماه سال ۱۳۸۸ در بیمارستان آتیه تهران دار فانی را وداع گفت.

آذر یزدی خواندن و نوشتن را در خانه از پدر و قرآن را از مادربزرگش آموخت. او در سال ۱۳۳۵ پس از چاپ قصهای از انوار سهیلی به فکر ساده نویسی داستانهای کودکانه افتاد. این موضوع، زمینهی خلق جلد اول مجموعه بی نظیر “قصههای خوب برای بچههای خوب” را فراهم آورد.
مجموعه داستانهای ” قصههای خوب، برای بچههای خوب” معروفترین اثر مهدی آذر یزدی به شمار میرود. این مجموعه داستان، جزو پرتیراژترین کتابها در تاریخ ادبیات ایران بوده که در هشت جلد به چاپ رسیده است. این اثر تاکنون ۶۴ بار تجدید چاپ شده و همچنین به زبانهای چینی، روسی، اسپانیایی و نیز ارمنی ترجمه شد. از دیگر آثار مهدی آذر یزدی ویژه کودکان و نوجوانان میتوان به گربه ناقلا، مجموعه قصههای ساده، مثنوی برای کودکان، قصههای تازه از کتابهای کهن و گربه تنبل اشاره کرد.
در مجموع آذر یزدی، بیش از ۲۰ عنوان کتاب مخصوص کودکان و نوجوانان را به رشته تحریر درآورد. آثار دیگری نیز از آذر یزدی برای بزرگسالان وجود دارد که از جمله آنها میتوان تصحیح مثنوی برای بزرگسالان، حکایت منظومی به نام شعر قند و عسل و همچنین دو کتاب در زمینه خودآموزی عکاسی و خود آموزی شطرنج را نام برد. روز درگذشت او را به نام ” روز ملی ادبیات کودک و نوجوان” نام گذاری کردند. مهدی آذر یزدی به واسطه نوشتن آثار خود، جایزه یونسکو و همچنین جایزه سلطنتی کتاب را دریافت کرد.
آذر یزدی یکی از تاثیرگذارترین افراد در زمینه ادبیات کودکان و نوجوانان است. وی مجموعه ارزشمند و زیبای قصههای خوب برای بچههای خوب را بر اساس داستانهای کهنی از جمله قصههای کلیله و دمنه، قصههای مثنوی مولوی، قصههای قرآنی، قصههای مرزبان نامه، قصههای گلستان و بوستان، قصههای چهارده معصوم و قصههای سند بادنامه و قابوس نامه به رشته تحریر درآورد. بدین ترتیب، وی داستانهای کهن را به شیوه سلیس و قابل فهم برای کودکان برگردانده است؛ به طوری که علاوه بر جذابیت و سرگرمی برای کودکان و نوجوانان، آنها را با ادبیات ایرانی آشنا میکند.
در اثر قصههای تازه از کتابهای کهن نیز تاثیر گذاری نوشتهها در ادبیات کودک و نوجوان به خوبی مشهود است. در این اثر، موضوعاتی همچون خیر و شر، حق و ناحق، مرد و نامرد، هشت بهشت، حکایتها و افسانهها و … وجود دارد. مهدی آذر یزدی بیشتر عمر خود را صرف نوشتن کتاب برای کودکان و نوجوانان کرد. کتابهای او دوستداران بیشماری در سراسر ایران داشته و آثار وی همیشه در قله ادبیات کودک و نوجوان قرار دارد. از دلایل تاثیر گذاری آثار وی میتوان به ساده نویسی، تسلط بر مهارت نویسندگی و نیز پرهیز از خود نمایی نام برد. او با بهره گیری از قصهها و شخصیتهای منطبق با آیین و فرهنگ ایرانی توانست داستانهایی سرگرم کننده و آموزنده برای کودکان خلق کند.
از آنجاییکه قصههای کودکانه قدیمی از جمله تاثیرگذارترین عوامل در شکلگیری شخصیت کودکان و نوجوانان هستند، آذر یزدی با قدرت قلم خود به خوبی توانسته از عهده این کار بربیاید و آن را به نحو احسن عملی کند. او در غنی کردن و باز نویسی داستانها و افسانههای قدیمی برای کودکان و نوجوانان نقش به سزایی داشته و عشق به بچهها در آثار او به خوبی قابل مشاهده است.
منبع:ستاره
وای به صفحه ی آخر دفترم رسیدم دوست دارم گریه کنم دوست دارم فریاد بزنم آخه من این دفتر رو خیلی دوست دارم تمام شهر رو گشتم تا تونستم چنین دفتری رو با چنین طرحی پیدا کنم.پاشو مرد،مرد که گریه نمیکنه بگرد یکی بهتر از اون رو پیداکن.
دفتر به مانند زندگی آدم هست روزی به پایان میرسد روزی میبیند دیگر صفحه ای برای نوشتن نیست آن روز،روز مرگ شماست.شما میتوانید از آن به خوبی استفاده کنید،بهترین بهره را از آن ببرید از تک تک خط هایش به درستی استفاده کنید.بعضی وقت ها انسان دفتر زندگی خود را خط خطی میکند خط هایی که قابل پاک شدن نیستند.شما میتوانید دفتری باشید که با اتمامت تو را فراموش نکنند و از تو نگهداری کنند و چند وقت یک بار به تو سر بزنند.شما توانایی این را هم دارید که دفتری باشید که با اتمامت شما را دور بیندازند و شما را به ماشین زباله بدهند انتخاب با شما هست خوب یا بد؟
دفتر ذهن شما میتواند شبیه یک سطل زبالمه باشد هم میتوانید شبیه یک گاوصندوق.بعضی افراد طوری از دفتر ذهن خود استفاده میکنند که مانند سطل زباله میشد محل قرار دادن اطلاعات بی ارزش،دفتری سرشار از اطلاعات بیهوده و بی فایده،اطلاعات که فقط بدرد کتاب《لطفا مثل من نباشید》 میخورد.اگه شما از این دسته هستید زیاد ناراحت نباشد این مثل دفتر زندگی نیست که دیگر قابل بازگشت نباشد شما میتوانید با پاکن اطلاعات بیهوده را از روی صفحه دفتر پاک کنید و به جای آن اطلاعات مفید بگذارید.دفتر ذهن بعضی افراد به مانند گاوصندوق هست.گاوصندوق محل قرار دادن اطلاعات مهم و گران بهاست.
نویسنده:احمد یاوری
آیییی سرم آییی سرم
یکی به من کمک کنه
نه نه این خونه وای من میمیرم
اصلا این چی بود خورد تو سرم من چقد بد شانسم
چرا باید بین این همه آدم توی پیاده رو باید آجر به سر من بُخوره خدا من چه کاری کردم که باید این بلا سر من بیاد من قرآن و نمازم به راه هست چه بدی کردمه من جون هستم هزارتا آرزو دارم.
بیهوش شدم وقتی به بیمارستان رسیدم من بودم با یه لاشه نیم جون من بودم با بدنی بی خون من بودن من بودم با سری داغون.
من الان مردم!!اینجا بهشت هست؟چرا من فقط نور میبینم ؟نه نه نگید که من زندم بر خلاف خیلی ها من ناراحت هستم جهنم را به این دنیای کوفتی ترجیح میدم دنیایی پر از نامرد،دنیایی که دوست به دوست رحم نمیکنه،دنیایی که دو برادر بر سر ارث به دشمنان یک دیگر تبدیل میشوند،دنیایی که مردمش مثل خیار آدم میفروشند.
![]()
داخل اتاق عمل هستم عملی که بود و نبود من رو مشخص میکنه این سری که من میبینم به احتمال زیاد منتظر جبرعیل هست.یه آجر از ارتفاع 10متری به سرم خورده تا الان هم که زنده موندم عجیبه.
فهمیدم چرا آجر به سر من خورده صبح همین روز،همین روز خونین واکسن کرونا زدم اگه گفتید چه واکسنی؟ واکسن برکت با زدن بقیه واکسن ها به آدم قاشق می چسبه ولی با زدن واکسن برکت آجر میچسبه زنده باد کالای ایرانی. نه اصلا تقصیر آمریکاست همه چیز تقصیر آمریکاست.مرگ بر آمریکا.
نه من پشیمون شدم میخوام زنده بمونم این دنیا هنوز هم چیز هایی خوبی داره.اگه معرفت نیست ولی پیتزا هست،اگه پول نیست ولی پیتزا هست،اگه کار نیست ولی پیتزا هست.دلم واسه خانوادم تنگ میشه،واسه جیغ های برادرم،برا غذای های خواهرم،برا گیر های الکی مادرم،برای کمربند های پدرم.دلم واسه رفیق های بامرامم تنگ میشه،واسه رفیقی که به هم نگاه میکنیم میخندیم به هیچ دلیلی،واسه رفیقی که میریم پیتزا میخریم بجای پولش ظرف میشوریم،واسه رفیقی که وقتی میخندم می خنده وقتی میگریم غمگین میشه،رفیقی که دشمنم دشمنشه رفیقم رفیقشه.
نویسنده:احمد یاوری
گمراهم
میان دو راهی مانده ام
کدام راه درست هست کدام راه اشتباه
آینده من به این دو بستگی دارند,شغل,طبقه اجتماعی,درآمد و .....
داخل کدام میتوانم موفق شوم
وقتی به این فکر میکنم یاد این بیت می افتم
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زرنگار
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
گمراهم
اصلا نمیدونم چرا دارم این رو مینویسم
در افکار من این چندین میگذرد:
چطور میشود تا یک ماه دیگه 899 هزار تومن جمع کرد آیا میشود یا نمیشود؟
اصلا من چرا درس میخوانم نه واقعا چرا؟
انتهای درس خواندن اینه که هر روز یک کار تکراری رو انجام بدی خودت روی خودت کنترول نداری و بقیه بهت دستور میدن اینها شما رو یاد یک چیز نمی اندازد؟
آفرین!!درست شبیه یک آدم آهنی شبیه یک روبات. روبات دولت
اگر داخل بازارچه مدرسه وسایلی برای فروش بیارم آیا میتونم بخشی از این 899 تومن رو دربیارم
روی خودت سرمایه گذاری کردن مهمترین کاری هست که میتونه یک فردا واسه خودش انجام بده
نباید روی همون افکار پوسیده قدیمی بمونه افکاری زنگ زده افکار سرشار از آفت
انسان نباید از تغییر به ترسد
از امکاناتی که اطرافتون هست درست استفاده کنید شما امکاناتی دارید که نثل های گذشته نداشتند
یکی از مفید ترین و مضرترین چیز اینترنت تغییر فکر و باورها هست شاید این وسیله زندگی شما را دگرگون کند که این دگرگونی هم ممکنه خوب باشد و هم بد
الان اسم این وبلاگ رو چی بزارم اومدم یه مشت چرندیات گفتم و رفتم تنها دلیلی که این وبلاگ رو زدم این بود که میخواستم خودم رو خالی کنم
نوشتن بهترین راه برون احساسات هست.
احمد یاوری
1400/11/07
من الان کلاس هشتم هستم.
داخل مطالعات هشتم مضرات بازی رو میخونید ولی فواید رو نه , چرا؟
این خودش یک اشکالات سیستم آموزشی هست
شما میگید بچه بازی نکن ولی کو گوش شنوا اون کار خودش رو میکنه
ما در اوج تکنولوژی هستیم نمیشه که بچه هیچ بازی نکنه شما باید به جای اینها روش درست استفاده از اون رو بگید
من میخوام در این وبلاگ 10 فایده بازی ها رو بگم
1- بازی به فرد کمک می کند تا درد یا بیماری خود را کمتر حس کند . درگیر شدن ذهن فرد هنگام بازی ویدئویی به قدری قوی است که درد یا مریضی خود را هرچند کوتاه اما فراموش می کند . برخی بیمارستانها برای کاهش درد کودکان برای آنها بازی ویدئویی فراهم می کنند.
2- بسیاری از مراکز پزشکی از بازیهای ویدئویی به عنوان نوع جدیدی از فیزیوتراپی و هماهنگی بین اعضای فرد آسیب دیده استفاده می کنند.
3- بازی کامپیوتری فرد را مستقل و با قدرت تصمیم گیری بالا بار می آرود چون بازی ، تصمیم گیری در لحظه است . این قضیه باعث می شود فرد قدرت تفکر و تصمیم گیری خود را روی خود استوار کند.
4- در بازی کامپیوتری فرد به خواسته خود می رسد و این یعنی ایجاد انگیزه و نشاط . طبق تحقیقات صورت گرفته یکی از بزرگترین دلخوشی های بچه ها بعد از امتحانات و روزهای کسل کننده ، انجام بازیهای ویدئویی بوده و می باشد.
5- بازیها در دسته بندی های مختلفی طراحی می شوند .فکری ، استراتژی ، ورزشی ، اکشن ، مدیریتی ، مرحله ای ، تاریخی و ... ; هر کدام از این بازیها به طرز قابل توجهی در تفکرات کودک تاثیر می گذارد و اطلاعات خوبی را به فرد منتقل خواهد کرد که در زندگی روزمره و واقعی خود استفاده می کند. تمام بازیکنان فوتبال برای بالا بردن هوش فوتبالی خود ، بازی ویدئویی فوتبال را انجام می دهند . طبق تحقیقاتی که خود من انجام دادم ، افرادی که بازی درایور پلی استیشن را در کودکی بازی کرده اند رانندگی بهتر و هوشمندانه تری از دیگران دارند.
6- از آنجا که هنگام بازی چشم فقط باید به مانیتور نگاه کند و دست همواره باید روی کنترلر باشد ، هماهنگی بسیار خوبی بین دست و چشم فرد بوجود می آید که بعدها در انجام کارهای یدی بهتر و سریعتر عمل خواهد کرد.
7- در بازی های دسته جمعی کامپیوتری ، فرد خود را با محیط وفق می دهد یعنی مجبور می شود از یک سری اصول و قواعد که به سود جمع است پیروی کند. بنابراین روحیه همکاری و نوعدوستی در فرد پرورش داده می شود . ضمن اینکه بسیاری از مهارتهای اجتماعی را در همین گونه بازیها فرا می گیرد.
8- بازی ویدئویی فرد را خلاق می کند چون بازی را هر کسی نمی تواند طراحی کند ، قطعا افراد باهوش و خلاق بازی ها را طراحی می کنند . از این رو کودک با جنبه های مختلف خلاقیت طراحی گرافیک و تکنولوژی آشنا می شود.
9- بازی های زیاد آموزشی ساخته شده اند که صرفا برای یادگیری زبان های مختلف و ریاضی می باشند . به دلیل اینکه در هر مرحله بازی سخت تر و سریعتر پیش می رود ، به فرد کمک می کند ذهن خود را برای یادگیری و پاسخ دهی سریعتر آماده کند.
10- بازی کامپیوتری فرد را ترغیب می کند تا سخت بکوشد چون در غیر این صورت به مراحل بالاتر نمی رود . در واقع ضرب المثل نابرده رنج گنج میسر نمی شود را به خوبی در ذهن کودکان فرو می کند.
سلام
چند روز پیش در کلاس درس درباره فردوسی بحث کردیم به همین دلیل میخوام امروز کمی اطلاعات درباره این شاعر به شما بدهم

حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه سرای ایرانی، به حکیم طوس یا حکیم سخن شهرت دارد. نام کامل او ابوالقاسم حسن پور علی طوسی بوده و کنیه اش، ابوالقاسم است و به فردوسی تخلص دارد. در بن مایههای کهنتر از وی با نام حسن نیز یاد شده است.
محل تولد فردوسی را روستای پاژ در شهرستان توس و در منطقه خراسان نام برده اند. وی در سال ۳۲۹ هجری قمری مصادف با سال ۳۱۹ هجری خورشیدی و ۹۴۰ میلادی متولد شده و در سال ۴۱۱ یا ۴۱۶ هجری قمری وفات یافته است. آرامگاه فردوسی در شهر طوس قرار دارد و هم اکنون محلی برای زیارت دوست داران اهل ادب و معرفت به شمار میآید. دوره زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی به حکومت ساسانیان باز میگردد. زندگی او همزمان با جنبش استقلال خواهی و هویت طلبی در ایرانیان همراه بوده است. دوران ساسانی یکی از درخشانترین دورانها برای پرورش زبان و افکار ایرانی به شمار میآید. شاهان ساسانی علاقه بسیار زیادی به شعر و ادب فارسی داشته اند. پدر او از دهقانان توس بوده و از آنجایی که دهقانان در زمان ساسانیان از طبقه مرفه جامعه به شمار میآمدند، بنابراین خانواده وی از ثروت قابل توجهی برخوردار بودند. این در حالی است که فردوسی سالها بعد دچار فقر و تنگدستی شده، به طوریکه خود در اشعارش به شرح زیر به این موضوع اشاره کرده است:
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
اَلاای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال
پراکنده شد مال و برگشت حال
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
ابوالقاسم فردوسی از کودکی به کسب علم و دانش میپرداخت و از همان هنگام به خواندن داستان نیز علاقهمند بود. شاید یکی از دلایل به نظم در آوردن شاهنامه علاقه او به تاریخ و گذشته ایران بوده است. وجود اشعار زیبای فردوسی درباره علم و دانش، عشق او به این تاریخ ایران را نشان میدهد. برخی از اشعار وی درباره علم و دانش عبارتند از:
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
توان بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
چنین داد پاسخ که دانش گزین
چو خواهی ز پروردگار آفرین
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
به دانش ز یزدان شناسد سپاس
خنک مرد دانا و یزدان شناس
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
حکیم ابوالقاسم فردوسی بزرگترین سراینده پارسی گو، صاحب بزرگترین حماسه ملی ایران یعنی شاهنامه است. او از سال ۳۷۰ یا ۳۷۱ هجری قمری، نزدیک به ۳۰ سال از بهترین روزهای زندگی خود را صرف به نظم در آوردن این اثر جاویدان کرده، به طوری که در وصف آن میگوید:
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب
ز. باران و از تابش آفتاب
برین نامه بر عمرها بـگذرد
بخواند هر آن کس که دارد خرد
جـهان کرده ام از سخن چون بهشت
از این بیش تخم سخن کس نکشت
چو این نامـور نامه آمد بـه بن
ز من روی گیتی شـود پر سُخُن
نمیرم از این پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام
هرآن کس که دارد هش و رای و دیـن
پس از مرگ، بر من کند آفرین
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
کلیه اشعار شاهنامه در حدود شصت هزار بیت است که به سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی مربوط میشود. در شاهنامه از پهلوانان فراوانی همچون رستم، زال، فریدون، کیخسرو، گودرز، سیاوش و … و همچنین از شخصیتهای ستمگر و بدخویی همچون سلم و تور ضحاک و … نام برده شده است. اکثر افسانههای شاهنامه موجود در منظومه شاهنامه درباره نبردهای بزرگ و بی پایان میان این شخصیتهای خوب و بد و یا به طور کلی نبرد میان خیر و شر بوده که اغلب آنها در نهایت با پیروزی خوبی بر بدی به پایان میرسد. از دیگر مضامین موجود در شعر فردوسی، می توان به افسانه های عاشقانه مانند داستان زال و رودابه ، بیژن و منیژه، کتایون و گشتاسب و … اشاره کرد. از آنجایی که شاهنامه با دستور و سرمایه فردی به نام ابو منصور طوسی فراهم شده، به شاهنامه ابومنصوری نیز شهرت دارد. در بسیاری از کتب تاریخی سرودههای دیگری مانند هجو نامهای در نکوهش سلطان محمود غزنوی و یک مثنوی به نام “یوسف و زلیخا” را نیز منسوب به فردوسی نامیده اند.

ابوالقاسم فردوسی با به نظم آوردن شاهنامه تا حد زیادی ادبیات پارسی میانه را از نابودی نجات داد. این شاعر توانا با تجسم ماجراهای هیجان انگیز و حوادث فراوان، داستانهای جذاب و حماسه آفرینی خلق کرده است. در میان داستانها و افسانههای شاهنامه، تخیل و تصویرسازی به صورت قوی و واقعی وجود دارد. به طوری که حتی توصیفات زیبا درباره حوادث طبیعی همچون روز، شب، غروب آفتاب، طلوع آفتاب و … در پیش چشم خواننده بسیار واقعی و زیبا مجسم میشود. به عنوان مثال اشعار زیر از فردوسی درباره آفتاب بیان شده است:
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
چو زرین سپر برگرفت آفتاب
سر جنگجویان برآمد ز خواب
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
چو خورشید از چرخ گردنده سر
برآورد بر رسان زرین سپر
☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆✽☆
ابوالقاسم فردوسی با توصیف لغات و کلمات به شکل فصیح و دلنشین، اشعار نغز و شکوهمندی را خلق کرد. علاوه بر آن واژهها و اصطلاحات اصیل ایرانی موجود در اشعار زیبای شاهنامه، از فراموشی و سرگشتگی نجات داده شده اند. اگرچه ادبیات ایران شاعران بزرگ دیگری همچون رودکی، سعدی، حافظ، مولوی، ناصرخسرو و … دارد، اما از دو جهت میتوان تاثیر و نقش فردوسی را در ادبیات فارسی از دیگران ارجحیت داد: اول آنکه شاهنامه وی به عنوان یک اثر شاهکار و جاویدان، دارای داستانهای فراوان مطابق با سلیقه و ذائقه فارسی زبانان بوده و دیگر آن که به کار بردن واژگان فارسی در اشعار وی و حفظ آنها یکی از مهمترین هدفهای فردوسی در خلق شاهنامه به شمار میآید. شاید به جرأت بتوان شاهنامه را یکی از حافظین و نگاه بانان تاریخ و قومیتهای ایرانی و نیز سنتهای ملی به حساب آورد. بدون شک در صورت عدم وجود این شاهکار، وقایع فراوانی باعث می شد فرهنگ و افکار ایرانیان در گذر زمان به دست فراموشی سپرده شود.
منبع : ستاره
سلام
شاید شما واژه مرآت به گوشتون خورده باشه
داستان از اونجا شروع میشه یه روز مثل همیشه ساعت 7 صبح پا شدیم رفتیم مدرسه.
سر صف معلم گفت چند روز دیگه آزمون مرآت دارید ما هم فکر کردیم یه آزمون آسونه و مهم هم نیست نخونده رفتیم سر امتحان
امتحان ما به صورت کتبی بود و آنلاین نبود ولی همون سوالات آنلاین بود.
امتحان به صورت یک دفترچه بود اگه یادتون باشه قبلا موقع عید یه پیک نوروزی می دادن اون هم تقریبا همون شکل بود
دفترچه دو بخش بود
بخش اول از سوال 1 تا 80 که سطح سوالات متوسط بود و زیاد سخت نبود
بخش دوم از سوال 81 تا 120 این بخش سطحش یکم بالاتر بود و برای مدارس تیزهوشان هست
ما از سوال 1 تا 80 رو زدیم
سوالات به این صورت بخش بندی شده بودند:
فارسی 10 سوال
عربی 10 سوال
پیام های آسمان 10 سوال
انگلیسی 10 سوال
ریاضی 15 سوال
علوم 15 سوال
و آخرین که من خیلی دوستش دارم مطالعات 10 سوال
خوب , درباره اهمیت این امتحان در نمرات کارنامه مستمر بهتون بگم
بستگی به معلمتون داره و تصمیم گیرنده اون هست مثلا معلم ریاضی و عربی گفتند اصلا مهم نیست و هیچ تاثیری روی نمرات کارنامه نداره
ولی معلم زبان انگلیسی گفت خیلی مهمه و تاثیر داره منم از شانس بدم تا خواستم جواب زبان انگلیسی رو بنویسم
برگم رو گرفتند به جرم تقلب انداختنم بیرون![]()
ولی من تقلب نکردم یعنی دوست داشتم انجام بدم کسی نبود که از روش تقلب کنم
حالا بریم برا فواید این آزمون
این آزمون شما رو در تست زنی بهتر میکنه
و شما رو برای کنکور آماده میکنه
حالا من خودم یه شعر سرودم درباره این فایدش
اسم آزمونش مرآتِ خیلی خوب و راحتِ
میکنه تورو آماده واسه کنکوره آینده
مهم نیست که شعر خوبه یا بد مهم اینه که من سرودمشه![]()
لازم به ذکر هست که این آزمون نمره منفی هم داره به ازای هر سه غلط یک پاسخ درست از شما کم میشود
و همچنین من کلاس هشتم هستم و آمار بالا برای کلاس هشتم هست مطمعن نیستم که بقیه پایه ها
هم همین ها باشند ولی به احتمال زیاد اکثر اطلاعات برای آنها هم سقط میکند
کلام آخر
خوب دوستان به آخر این وبلاگ رسیدم اگه جایی اشکال داشت ببخشید
اگه سوالی داشتید داخل نظرات بپرسید در کمترین زمان پاسخ میدم
شاد باشید![]()
نویسنده : احمد یاوری
1400/11/06